هر چه میخواهی برای
خود دعا کن که روز عرفه ،
روز دعا و درخواست است "

عید سعید قربان بر عموم مسلمین جهان مبارک باد .

هر چه میخواهی برای
خود دعا کن که روز عرفه ،
روز دعا و درخواست است "

عید سعید قربان بر عموم مسلمین جهان مبارک باد .


مهماني حق چه باصفا شد
ميلاد امام مجتبي شد
ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فيضش جهان مرده شد
ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب
شادي و سرور مؤمنين است امشب
از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبين است امشب
شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون
نخله ي فاطمه، اول ثمر آورده برون
بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن
از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون
آمد آن ماه كه ماه رمضان كرد دو نيم
چون نبي معجز شق القمر آورده برون
دوش بر گوشم رسيد اين مژده از جان آفرينم
كايد از ره آن نگار دلنواز و نازنينم
گفتم اي مه از كدامين آسمان باشي؟ بگفتا
شمس ايوان ولايت، عُروَة الوثقاي دينم
من همان ماه تمامم، جلوه ي ماه صيامم
شاهد صلح و قيامم، وجه رب العالمينم
نگاهى كوتاه به زندگانى حضرت مهدى (عج)
القاب و كُنيه هاى حضرت مهدى (عج)
قرآن و حضرت مهدى (عج)
حضرت مهدي (عج) از نگاه روايات
علل غيبت حضرت مهدي ( عج )
دعاهاى فرج حضرت مهدى (عج) در دوران غيبت
فوايد و آثار ارزشمند انتظار فرج حضرت مهدى (عج)
علايم و نشانه هاى ظهور حضرت مهدى (عج)
علايم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)

علياكبر (ع) و روز جوان مبارکباد

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد ?هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم?؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:?اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...?
حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه ?قصر بنى مقاتل? گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى?انا لله و انا اليه راجعون? گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مىگويد اين كاروان به سوى مرگ مىرود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:?فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين?پس باكى از مرگ در راه حق نداريم
روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مىرفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانهاى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد
قتل الله قوما قتلوك...?و تكرار مىكرد كه:?على الدنيا بعدك العفا?.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين?ع?دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين?ع? قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد

منم حسين ابن علي ، پير عشق
كه بسته ام بر همه زنجير عشق
قلب همه صيـد كمند مـــن است
هـــر دل آزاده به بـنـد مــن است
خـانه گرفته عــــرش به زير پـر م
قــوت قـلب علي و كـــو ثــــــرم
قـبله گــه قبلـــه بـــودمحضــــرم
بي سرم اما ز دو عالم سرم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گر جهان را خيمه اي انگاشتي
زير آن خيمه عمودي داشتي
روح خيمه دين حي داور است
پرچم زيباي آن پيغمبر است
باب آن خيمه علي مولا بود
اصل خيمه چادر زهرا بود
از حسين ار تار و پود خيمه است
بازوي عباس عمود خيمه است
«آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمين و سيارات را نوآوری نمود».
(واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. يعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آيه نيز به معنی: "بالا بردن و افزايش دادن" است که از معانی آن است).
نکات آيات: 1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.2ــ مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی. 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.
1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن:
مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً 5 ميليارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت يک ديسک در آمده بوده که بدور خود می چرخيده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـيروی جاذبه مـواد بيشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحيه متراکم گرمای لازم برای ايجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـيـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای ديگری از گاز و غـيره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبديل شده اند که همان سيارات فعلی منظومه شمسی باشند. (در رابطه با پيدايش منظومه شمسی چندين نظريه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آيات قرآن می خواند را می گيريم).
در سوره انبياء آيه 56 می خوانيم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفريدگار شـما آفريدگار سيارات و زمين است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: "از درون و مرکزيت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن" است. هر کره ای نيز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نيروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به اين شکـل کره شکل می گيرد.
2ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:
کسانی که به خدا معتقد نبوده و نيستند از جمله می گفـته اند و می گويند که: وقـتی مـا می ميرويم ديگر زنده نمی شويم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ايـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آيا آفـرينش شما مشکـل تر است يا منظومه شمسی؟ اين به اين معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حيات و زندگی برگردانده شده است.
و در آيه 101 سوره انعام نيز گفته که خدا بديع زمين و سيارات است. بديع بمعنی: نوساز، نوآور، نوين پرداز و مواردی از اين قبيل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و اين موضوع از جنبه ضمنی و تلويحی به اين معنی است که زمين و سيارات پيش از اين چيزِ ديگری بوده اند و وضعيت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.
مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه يک ستاره بسيار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.
۳ - درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:
منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز درست کردن برای سيارات آنست. و شب و روز در سيارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعيت محور آن نسبت به خورشيد است. وقتی محور سياره به موازات خورشيد قرار می گيرد با چرخش سياره بدور خود باعث ايجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمين يا هر سياره ديگری عمود بر خورشيد قرار می گرفت شب و روز ايجاد نمی شد هر چند سياره بدور خود نيز می چـرخيد. مثلاً اگر قطب شمال زمين رو به خورشيد می بود قطب شمال هميشه روز می بود و قطب جنوب هميشه شب، هر چند زمـيـن بدور خود نيز می چرخيد.
مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ريزی شده بودنِ ايجاد "شب و روز" در آنست. و اين چيزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمين مرکز عالم بود و خورشيد بـدور آن می چرخيد نمی خواند. چون در صورت گردش خورشيد بدور زمين ايجاد شب و روز امری طبيعی می نمود، ولی در صورت گردش زمين بدور خود و بدور خورشيد است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمين و سيارات نسبت به خورشيد شب و روز در آنها ايجاد نخواهد شد.
فـاصـلـه گـرفـتـن سـيـارات و زمـيـن از هـمـديـگـر
«آيا کسانيکه بخدا ايمان ندارند نمی توانند ببينند کـه زمين و سيارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبيده" بـودند بعد آنها را با نيرو از هم باز کرديم»؟
«خدا آنست که سيارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بينيد بلند کرد».
«و سيارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ايجاد نمود».
نکات آيات: 1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ ميان سيارات تعادل وجود داد.
1ـــ زمين و سيارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:
چنانکه پيش از اين آمد خورشيد و ساير سيارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اينکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصيف نموده اين است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها" دارد.
2ـــ ميان سيارات ستونهای نامرئی وجود دارد:
سيارات منظومه شمسی با نيروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.
3ـــ ميان سيارات تعادل وجود دارد:
عـلـتِ کشيده نشدن سيارات بطرف همديگر و يا هل ندادن همديگر وجود نيروی جذب و دفع متعادل ميان آنها است. مثلاً خورشيد زمين را بـطرف خود می کشد و زمين در حرکت خود دور خورشيد که رو به دور شدن از از خورشـيـد است خود را از خورشيد دفع می کند (که به آن نيروی گريز از مرکز گفته می شود). نيروی کشش خورشيد و دفع زمين به يک اندازه است، به اين خاطر نه خورشيد می تواند زمين را بطرف خود بکشد و نه زمين از مدار خود دور خورشيد خارج شده و به بيرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمين در مداری شبه بيضی دور خورشيد می گردد هنگامی که به خورشيد نزديک می شود سرعت آن بيشتر می شود، در نتيجه نيروی دفع (نيروی گريز از مرکز) آن نيز بيشتر می شود که برابر می شود با نيروی جاذبه بيشتر شده خورشيد، و هنگاميکه از خورشيد دور می شود و نيروی جاذبه خورشيد کمتر می شود سرعت حرکت آن نيز کمتر می شود، و به اين شکل هميشه نيروی جذب و دفع (نيروی گريز از مرکز) برابر است. اين وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمين و ماه.
وجـود 11 سـيـاره
« يوسف به پدر خود گفت: پدرم! من يازده سياره ديدم و خورشيد و مـاه را ديدم که برای من سجده مي کرده اند».
نکـتـه آيـه: يوسف 11 سياره ديده است:
"خورشيد" و "ماه" که يوسف در خواب ديده پدر و مادر وی (کـه مادر وی در واقع خالـه وی بوده) می باشد. و 11 سياره 11 برادر وی می باشد، ولی ديدن 11 سياره الـزاماً به اين معنی است کـه يازده سياره برای ديده شدن می بايست وجود داشـته باشد.
در زمانی که يوسف اين خواب را ديـده (يعـنی 2000 سال پيش از ميلاد مسيح)، تا زمان محمد و همينطور تا پيش از اختراع تلسکوپ، انسان فـقـط سياراتی را که بچشم می ديد می شناخت. يعنی عـطارد، زهره، مريخ و مشتری.
هـفتمين سياره (اورانوس) در سال 1781 کشف شد ــــ نپتون (هشتمين سياره) در سال 1846 ـــ و پلوتون (نهمين سياره) در سال 1930. مجموع سيارات منظومه شمسی که فعلاً انسان آنها را می شناسد 9 تا است.
در سال 1992 انـسـان يـک سـياره يخی کوچکی را در خارج از حومه پلوتون کشف کرد. و از آن پس 15 سياره کوچک ديگر را در همان نواحی پيدا کرده، ولی فعلاً مشغـول بررسی آنهاست که آيا سياره هستند يا سيارک و يا چيز ديگری.
در سال 2003 سياره ديگری کشف شد که بعدها بعنوان دهمين سياره شناخته شد. جرم آن حداقل به اندازه پلوتون است و فاصله آن از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است.
« خدا سیارات و زمین را نگه می دارد که فرونپاشند، اگر فروبپاشند کس دیگری غیر خدا نیست که بخواهد آنها را بگیرد. خدا خیلی بردبار است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند».
هـمانطور که آیـه مطرح کـرده زمـیـن و سیارات در واقع در مدار خود نگه داشـته شده اند که فـرو نمی پاشند. چیزیکه آنها را نگه داشته نیروی جاذبه و دافعه (گريز از مرکز) میان آنها و خورشید است. و اینکه آیه می گوید خدا آنها را نگه داشته جنبه مجازی دارد. به این معنی که قانون جاذبه و دافعه (گريز از مرکز) از طرف خدا وضع شده است.
سالروز شهادت دهمين پيشواي شيعيان جهان , امام
علي النقي ( ع ) را تسليت مي گوييم

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف
مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.
پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه
است كه بانويي با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.
ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند!
«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يك جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است.»
امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.
ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد.
در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است.
خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.
ميلاد دخت نبي مكرم اسلام حضرت زهرا ( س ) و فرزند برومندشان
حضرت امام خميني ( ره ) را به عموم مسلمين جهان تبريك و تهنيت
عرض مي نماييم

زندگاني معصومين صلوات اله عليهم اجمعين تماماً درس است وهر يك دفتري است عظيم دردرياي بي كرانه كه درظرف افكار واوهام ما نمي گنجد. زندگي پر فراز ونشيب حضرت زهرا (سلام الله عليها ) نيز همچون پدربزرگوار وهمسر والا مقام وفرزندان گرامي شان از اوج والايي برخوردار است. اگر درابعاد وجودي حضرت زهرا(سلام الله عليها) نظري بيافكنيم اولين بعدي كه توجه ما را جلب مي كند بعد شخصيتي آن حضرت است.
معمولاًالفباي شخصيت هر فردي را هدف اومشخص مي كند هدف هر چه بالا تروعالي تر باشد شخصيت انسان هم عاليتر ميشود. اگر هدف انسان دنيا باشد با تمام شدن دنيا هدف هم به پايان مي رسد. اما اگر هدف خدا باشد نابود شدني واز بين رفتني نيست
"
كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذوالجلال والكرامفقط ذات اقدس الهي است كه باقي ميماند. فاطمه زهرا (سلم الله عليها) به مرحله اي از كمال رسيد كه خود واسطه فيض گرديد وجز به ذات اقدس اله به چيز ديگري تكيه نكرد . اگر قلب با خدا پيوند بخوردومؤمن درهر كاري اول رجوع به قانون اساسي الهي يعني قرآن بكند، ازخدا كمك بطلبد، زندگي اش را با اين قانون اساسي الهي يعني قرآن منطبق بكند وزندگي اش را با اين قانون اساسي تطبيق دهد و فقط رضاي اله را در نظر بگيرد اين پيوندي است محكم كه ديگر گسستني نيست نتيجه اين مي شود كه "ان الله يغضب لغضب فاطمه ويرضي لرضاها" يك دخترهجده ساله چنان رشد وكمال پيدا مي كند كه خدا به غضب او غضب مي كندوبه رضايت اوراضي مي شود .
گرچه حضرت زهرا(سلام اله عليها) دختر پيامبر (صلي الله عليه وآله)،همسر علي ومادرائمه (عليهم السلام )است واينها همه از افتخارات ايشان است اما اين از ارتباط او با خدا وپيوند قلبي آن« حضرت با ذات اقدس الهي است كه چنين شخصيتي را به او داده وباعث شده محورعالم وجودقرار گيرد . درحديث كساء وقتي خداونداصحاب كساء را معرفي مينمايد اول نام فاطمه را ذكر مي كند"هم فاطمه وابيها وبعلها وبنيها" درحديث ديگري آمده است:
" يا احمد لولاك لما خلقت الافلاك ولولا فاطمه لما خلقتكما"
«اي احمد اگر تو نبودي آسمان و زمين را نمي آفريدم واگر علي نبود تورا نمي آفريدم واگر فاطمه نبود شما را نمي آفريدم »
بهانه آفرينش فاطمه است فاطمه يعني جدا شده از آتش ، جدا شده ازدرك وفهم مردم، كسي كه ديگران درشناختش عاجزند.
دربعد عبادت هم مي بينيم كه سراسر زندگي حضرت زهرا حركات وسكنات ،همسرداري وفرزند داري و... همه زندگي حضرت عبوديت خداوند تبارك وتعالي نمايان است "
سيماهم في وجوههم من اثرالسجود" تنها رضاي خدا را درنظرداشت وفضل ورضوان الهي را مي جست . تحمل تمام زحمات ،سختي ها ومبارزات وسرانجام شهادت آن حضرت همه وهمه براي خدا بود. ازرسول خدا (صلي الله عليه وآله ) نقل شده: زماني كه فاطمه (سلام الله عليها ) به نماز مي ايستاد نوري از او ساطع مي شود كه آسمان را روشن مي كند ملائكه ا ز نور اواستفاده ميكنند خداوند تبارك وتعالي به فاطمه افتخار ميكند مي فرمايد: اي ملائكه من نظر كنيد به اين بنده من "زهرا" ببينيد چگونه درنهايت خضوع و تواضع در مقابل من ايستاده كه تمام مفاصل او مي لرزد . اي ملائكه آگاه و گواه باشيد كه من شيعيان اورااز آتش جهنم ايمن مي كنم .همسرداري وخانه داري:
ترقي يا عقب ماندگي ، سعادت يا بد بختي يك مرد به همسرش بستگي دارد به فرموده امام (رضوان الله تعالي عليه ): « ازدامن زن مرد به معراج مي رود» مردانيكه درميدان مبارزه يا دراجتماع وظائف سنگين را به دوش ميكشند وبا حوادث ومشكلات برخوردمي كنندسنگر وآرامشگاهشان خانه است به خانه پناه مي برند تا تجديد نيرو كنند. زهرا (سلام الله عليها )ازمسئوليت سنگين وحساس زن مطلع بود وخودرابراي نيرو بخشيدن به همسرش آماده كرده بود وقتي كه علي (عليه السلام) به خانه مي آمد چون پروانه اي به گرد او مي گشت ، دلجويي مي كرد ودلداري مي داد از حوادث ومشكلات ازاوميپرسيد وتسلي بخش او بود . لذا مي بينيدعلي(عليه السلام) مي فرمايدهر وقت زياد كسل ميشدم واندهگين وغمناك مي گرديدم به خانه مي امدم وبه چهره فاطمه نگاه مي كردم غمها از دل من خارج مي شد . با اين روش زهرا (سلام الله عليها ) به استقبالش مي شتافت: لباسهاي خون آلودش را تطهير كرده وزخمهايش را پانسمان مي نمود بعد دلجويي مي كرد واز وضعيت جنگ از او مي پرسيد فداكاري وشجاعت آن حضرت را مي ستود وبراي جنگ تشويق ميكرد. او ميدانست كه اگرعلي از خانه وخانواده اطمينان خاطر نداشته باشد نميتواند آنچنان كه شايسته است درجنگ جانفشاني كند
ساده زيستي:
دررابطه با خانه وزندگي حضرت زهرا(سلام الله عليها) هرچه را بنگريم داراي امتياز خاصي است. ساده زيستي درزندگي آن حضرت بسيار جلب توجه مي كند ودرتمام امور زندگي ايشان نمايان است.
رمز آسايش فكر وروح انسان درزندگي ساده است علاوه براين وسيله اي براي تقرب به خداست هر چه ما درزندگي ساده تر باشيم به خدانزديك تريم واز بسياري ازگرفتاريهاي اجتماعي نيزنجات پيدا مي كنيم .
زندگاني حضرت زهرا، لباس ايشان، نحوه سلوك ورفتار شان، ازسادگي خاصي برخوردار بود. البته حضرت نادارنبودند علي عليه السلام وقتيكه ازجنگ برميگشتند سپري پر از زر مي آورد و توي سكوي درمي نشست وهمه را درراه خدا انفاق ميكرد دامنش را تكان ميداد وبه خانه وارد مي شد.
زهرا دختراولين شخص عالم اسلام حضرت ختمي مرتبت محمد (صلي اله عليه وآله ) بود ومادرش ثروتمند ترين مردم حجاز، بااين حال مي بينيم درشب زفاف لباس عروسي اش را به سائل مي دهد وبا تنها پيراهن كهنه اي كه دارد به خانه شوهرمي رود.
فرزند داري وتربيت كودك:
زهرا (سلام الله عليها) به زن بودن خود افتخار مي كرد ومقام زن را بسيار شامخ وعالي مي دانست وچنين لياقتي را در خود مي ديد كه دستگاه آفرينش مسؤليت بزرگي يعني مادر شدن را به او افاضه كرده است . بچه داري وتربيت فرزند براي ايشان يك مساله پيش پاافتاده نبود.
فاطمه (سلام الله عليها) درخانه كوچك خويش يك دانشگاه براي تربيت كودكانش تأسيس نمود دراين دانشگاه كه به امر حق ونظارت پيامبر اكرم تأسيس شده بوداز مديريت علي نيز بهره وافي وكافي مي برد .اصول تربيتي وبرنامه اين كلاس مستقيماً از طرف خداوند تبارك وتعالي داده مي شد. لذا بهترين برنامه تربيتي در آن اجرا شد وبرجسته ترين افراد را تربيت نمودند شاگردان اين مدرسه آنچه مي آموختند درعمل پياده مي كردند يعني فهم كاربردي.
چهار دانشجو دراين كلاس تربيت شدند كه تا دنيا برقرار است مردم از دانش آنها بهره مند مي شوند. درس اولي كه دراين كلاس به بچه ها آموختند درس محبت بود پيامبر (صلي الله عليه وآله)عملا محبت را ياد مي دادند وحضرت زهرا(سلام الله عليها ) به طور كامل اين درس را اجرا مي كرد.
پيامبر(صلي الله عليه وآله ) سجده نمازش را آن قدرطولاني مي كند تا امام حسين به اراده خودش از روي شانه پيامبر برخيزد. هنگامي كه شخص يهودي چنين صحنه اي را مي بيند مسلمان مي شود.
درس ديگر، پرورش شخصيت فرزندان است . پيامبر(صلي الله عليه وآله) حسين را درآغوش مي گرفت ودهان اورا مي بوسيد ومي فرمود : توآقايي پسر آقايي ، تو امامي پسر امام ، وپدرامامان هستي . واين چنين شخصيت كودك را ارج مي نهادند .علي (عليه السلام) وزهرا(سلام الله عليها)ازاين روش پيامبر متابعت كرده وهرگز كودكان را تحقيرنمي كردند. حسنين (عليهماالسلام) وزينبين (سلام الله عليهما ) درس ايمان وتقوي ودفاع ازحق وحقيقت را دراين كلاس آموختند.
فاطمه (سلام الله عليها) در بازي هاي كودكانه با فرزندانشان اشعاري مي خواندند كه تماما درس ايمان وشجاعت وشهامت بود. به حسن (عليه السلام) مي فرمود:
اشبه اباك ياحسن واخلع عن الحق الرسن
واعبدالها ذاالمنن ولا توال ذالاحسن
شبيه پدرت باش وطناب از گردن حق باز كن چون پدرت يكتا پرست باش ودست دوستي به دشمن
فضائل علمي:
از حضرت زهرا (سلام الله عليها ) صحيفه اي بر جاي مانده كه درميان ائمه (عليهما السلالم) دست به دست مي گشت وهم اكنون دراختيار امام زمان (عجل الله ) مي باشد تمام ائمه به اين صحيفه مادرشان افتخا ر مي كنند . امام باقر(عليه السلام ) كه شكافنده علوم است مي فرمايد: « ما آنچه داريم از صحيفه مادرمان زهرا (سلام الله عليها ) داريم .»
درشب زفاف آن حضرت پس از اينكه پيامبر (صلي الله عليه وآله ) زن وشوهر را دست به دست هم داده واز خانه خارج شدند زهرا (سلام الله عليها ) به علي فرمود:« خبر بدهم به شما از آنچه دردنيا واقع شده وآنچه هست وآنچه بعداً تا قيامت واقع خواهدشد.» علي (عليه السلام) خدمت پيامبر برگشت حضرت تبسمي كرده وفرمودند علي جان تو مي گويي يا من بگويم عرض كرد يا رسول الله شما بفرماييد . فرمود: فرزندم زهرا سخني گفت كه تورا به شگفت آورد عرضه داشت يا رسول الله مگر زهرا هم از نور ما آفريده شده فرمود: بلي. علي (عليه السلام ) به سجده افتاد وشكر خداوند تبارك وتعالي را به خاطراين نعمت بزرگي كه به اوعنايت كرده به جاي آورد.
براي پي بردن به مقام علمي آن حضرت كافي است به خطبه ايشان كه درمسجد نزد مهاجرين وانصار قرائت فرمودند نظري افكنده شود .حضرت دراين خطبه يك سلسله معارف عقيدتي وفلسفه احكام را به گونه اي بيان مي دارندكه درهيچ سخني يافت نمي شود همچنين احتجاجات خصوصي كه با ابوبكردرباره فدك داشتند كه از نظر استدلال ومنطق وبلاغت بي نظير است .از رسول اكرم (صلي الله عليه وآله ) سئوال كردند آيا فاطمه درزمان خودش برترين زنان عالميان است؟ فرمود : برترين زنان درزمان خود داراي مقامي است كه از آن مريم عمران است اما فاطمه برترين زنان در تمام زمانها از ابتدا تا انتهاست
.سالروز رحلت معمار كبير انقلاب اسلامي ايران ،
حقيقت هميشه زنده تاريخ ،
امام خميني ره وهمچنين سالروز قيام خونين 15 خرداد را به
همگان تسليت عرض مي نماييم .

وصيت نامه الهي سياسي امام خميني ره در ادامه مطلب
سالروز شهادت دخت نبي مكرم اسلام , ام ابيها , فاطمه زهرا ( س )
را به عموم شيعيان جهان تسليت مي گويم .
حضرت زهرا (س):
فَرَضَ اللهُ الصَّلوهَ تَنْزيهاً لَكُم مِنَ الْكِبْر
خداوند متعال نماز را براي دوري شما از كبر واجب گردانيده است.
كشف الغمه جلد 2 صفحه 43

يادگار نبي
مرغي به شـــاخ و بــرگ گلي آشيان كند
در آشــــيانه جــوجــه خــود را نـهان كـــند
چـــون خواهد آن درخت ببرد ز بـن كـسي
بيشك ترحــــمي به جـــگرگوشگان كـند
در خانهاي چون منزل و مأوي كــند كسي
دشــــــمن ابا ز ظلم زن و كـــــودكـان كند
چــون شد كه يادگار نبـــي در سراي خود
بـــايد كه گـــريه از ستــــم ظالـــمان كـند
در ســــوختند و بر دل زهـــــــرا شرر زدند
از آه او رواست، ســــرشك آســـمان كند
گفتا كه فضه سقط شد از درد محــــسنم
زيــــــنب نـــظر به حـــــالت مام جوان كند
در بر گـــــرفت با تــــن رنــــــجور كـــودكان
بـــــايد ز ظلم هـــجرت از اين آشــيان كند
ابنعباس:
از ابنعباس روايت شده است كه رسول خدا (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: « يا علي (ع)! به درستي كه خداوند عزوجل، فاطمه (س) را به ازدواج تو درآورد و زمين را مهريهاش قرار داد، پس هركسي كه بر روي آن راه برود در حاليكه دشمن تو باشد، رفت و آمدش حرام است».
ابن فرّوح قمي:
ابن فرّوح قمي راجع به مصحف حضرت فاطمه (س) روايت كرده است كه:
همانا حضرت زهرا (س) بعد از رسول خدا (ص) هفتاد و پنج روز زندگاني نمود و در حالي كه در فراق پدر بزرگوارش بسيار محزون و مصيبتزده بود. در اين مدت جبراييل به نزد ايشان آمده و به آن حضرت تسليت مينمود و ايشان را دلداري ميداد و آن حضرت از اتفاقاتي كه بعداً رخ ميداد، آگاه مينمود و اميرالمؤمنين (ع) آنها را مينوشت كه تبديل به مُصحف فاطمه (س) شد.
و در روايت ديگري از حضرت صادق (ع) آمده است كه: مُصحف حضرت فاطمه (س) سه برابر قرآن است».
حضرت امام جعفر صادق (ع) :
از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه امّايمن گفت: « در راه مكه (در جُحفه) عطش شديدي بر من غالب شد، بطوريكه نزديك بود هلاك گردم. در اين حال سر به سوي آسمان بالا برده و گفتم: « خداوندا! آيا مرا تشنه ميگذاري در حاليكه من خدمتگزار دختر پيغمبرت بودهام!؟»
امّايمن گفت: « در اين حال بود كه ظرفي از آب بهشتي از آسمان برايم فرود آمده؛ پس نوشيدم و به حق بانويم حضرت زهرا (س)، تا هفت سال نه گرسنه شدم و نه تشنه گرديدم».
مرحوم علامهي مجلسي:
مرحوم علامهي مجلسي در بحار آورده است كه:
هر موقع امام محمد باقر (ع) تبدار ميگشت، آب سرد استفاده مينمود و با صداي بلند مادرش حضرت زهرا (س) را صدا ميزد و ميگفت:«يا فاطمه (س)».
مرحوم شيخطوسي:
مرحوم شيخطوسي به اسناد از عايشه روايت كرده است كه گفت: « هيچكس از مردم را نديدم كه طرز كلام و گفتارش همانند گفتار رسول خدا (ص) باشد؛ مگر كلام و گفتار حضرت فاطمه (س) و هر زماني كه بر رسول خدا (ص) وارد ميشد، آن حضرت دستان فاطمه را ميبوسيد و او را به جاي خويش مينشانيد و به او مرحبا ميگفت و نيز هر موقع رسول خدا بر فاطمه وارد ميشد، فاطمه هم به احترام پدر از جا برميخاست و دست پدر را ميبوسيد و به او خوشآمد ميگفت. »
زندگي نامه
ويژگي هاي اخلاقي
در كلام ديگران

رحلت عالم رباني , اسوه عرفان و تقوي حضرت آيت الله بهجت
رحمه الله عليه را به ساحت مقدس امام زمان ( عج ) ، مقام معظم رهبری و عموم
شیعیان جهان تسليت عرض مينماييم .
.
نوروز ۸۸ مبارک
به نام خداهفت سین قرآنی بیایید امسال سال نو را با
هفت سین قرآنی آغاز کنیم و خود وخانواده خود را بیمه
کنیم وبرای تعجیل در ظهور آقا امام رمان ( عج ) دعا کنیم
واز خدا بخواهیم که اسراییل و دشمنان اسلام را نابود
کند .دوستان عزیز هفت سین قرآنی رابا آب زعفران
در یک بشقاب می نویسیم و بعد از دعای سال تحویل
کمی آب روی آن می ریزیم ومی نوشیم و حاجات
خود را از خدای خوب ومهربان در خواست می کنیم .

سلام قولا" من رب رحیم ( سوره یس ۵۸ )
سلام علی ال یاسین ( صافات ۱۳۰)
سلام علی موسی و هارون ( " ۱۲۰)
سلام علی ابراهیم ( " ۱۰۹)
وسلام علی المرسلین ( " ۱۸۱)
والسلام علی من اتبع الهدی ( طه ۴۷)
سلام علی نوح فی العالمین ( صافات )
سالروز شهادت هشتمين اختر تابناك آسمان ولايت و امامت ،
حضرت ثامن الائمه علي ابن مـوسي الـــرضـا ( ع ) را به عموم
دوستداران خاندان عصمت و طهارت تسليت عرض مي نماييم .

- امام رضا ( ع ) از یک نگاه کلی
- تواضع امام رضا(ع)
- سخاوت امام رضا(ع)
- چند داستان از زندگى امام رضا(ع)
بر همگان تسلیت باد
کلام رسول الله ( ص )
مفاد وصیت نامه رسول خدا ( ص )
غریب اهل بیت
اخلاق حسنه

بوده به نام جابر بن عبدالله انصاری که درروز اربعین توفیق زیارت مرقد مطهر
آن امام همام یافت .
جابر که بود؟
جابر حدود پانزده سال قبل از هجرت در مدینه از طایفه خزرج به دنیا آمد.وپدرش
عبدالله بن حرام در جنگ احد به شهادت رسید.جابروپدرش از پیشگامان اسلام
بودندوقبل از ورود پیامبر(ص)به مدینه دین اسلام را پذیرفته واسلام آورده بودند.
جابرهمواره با پیامبر(ص)بودودر نوزده جنگ از جنگهای اسلامی زمان پیامبر(ص)
شرکت نمودودرجنگ بدرنیز شرکت داشت.او پس از رسول خدا(ص)همواره با امام
علی(ع)واهلبیت نبوت بودبه گونه ای که گویا زندگی او با زندگی اهلبیت(ع)گره
خورده بود. حجاج بن یوسف ثقفی خونخوار بنی امیه بدن اورا به جرم دوستی
علی وآل علی(ع)داغ کرد.
در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین بن علی علیهالسلام
گفته میشود که همزمان با بیستم ماه صفر است. از سنتهای دیرین مردم،
گرامیداشت یاد و خاطره عزیزان از دست رفته در روز چهلم آنهاست. به همین
دلیل برای ایشان مجلس یادبود برپا میکنند و خیرات و صدقات میدهند. در
روز بیستم ماه صفر نیز، شیعیان، مراسم سوگواری عظیمی را در کشورها
و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی به پا میدارند و باران اشک
خویش را با مظلومیت حسین و یارانش پیوند میزنند. این راه،
راه تداوم عشق است و بیگمان هیچگاه بیرهرو نخواهد ماند .


بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درسْ بهر مسلمین است
دلا کوی حسین عرش زمین است
مطاف و کعبه دلها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند
حسین بن علی، آن را نگین است
دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دلها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
جهان تسلیت باد

ميلاد مسعود پنجمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت ،
حضرت باقر العلوم بر تمامي شيعيان و پيروان اهل بيت
علیهم السلام مبارك باد
- زندگینامه امام محمد باقر ( ع )
- اقدامات امام محمد باقر ( ع ) در دوران امامت

در جواب دوستی که فرموده بودند :
( ( با لعن کردن چی گیرت میاد ) )
- لعن بر دشمنان اهل بیت
- لعن بر یزید
يكي از بارزترين عناصر و وجوه قيام عاشورا امر به معروف و نهي از منكر است.
امام حسين قبل از عزيمت از مدينه به مكه و بعد از رد دعوت يزيد براي بيعت،
دوبار به زيارت قبر رسول خدا(ص) نائل مي گردند. امام در شب دوم زيارت،
راز و نياز و نجوايي با خدا دارد كه حاكي از عشق والاي امام به معروفات
و بي زاري از منكرات است:
فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

- آموزه های عاشورا
- عوامل جاودانگی عاشورا
- خراف زدایی از عاشورا
- مهمترین درس عاشورا
|
عبدالرحمن بن عبد رب الانصاری الخزرجی |
|
|
نعیم بن عجلان انصاری خزرجی |
|
|
عمران بن کعب بن حارث الاشجعی |
|
|
قاسط بن زهیر بن حرث تغلبی |
|
|
کردوس بن زهیر بن حرث تغلبی |
|
|
کنانة بن عتیق تغلبی |
|
|
زاهربن عمرو کندی . . . . . |
|
مداحان اهل بيت سرمايه عظيمي در دست دارند که بايد در حفظ آن کوشا باشند.
مداحي مي تواند احساسات عاشورايي را بسيج کند و اهداف امام حسين(ع) را
در قالب شعر در دلهاي عزاداران به خصوص جوانان جاي دهد. به همين خاطر ائمه(ع)
فرمودند: "لک بيت بيت في الجنه." اما اين سرمايه ممکن است دچار آفاتي شود
که به مواردي از آنها اشاره مي کنيم:

بیدگل
دوشنبه روز اول : سقایی درب مختص اباد
شب دوم : جوانان قمربني هاشم شهرك رسالت
شب سوم: جوانان چهارده معصوم - جوانان حيدري- جوانان موسي بن جعفر
شب چهارم: جوانان سجاديه- جوانان فخارخانه- هيئت دولاب
شب پنجم: جوانان سلمقان- سقايي علي اكبر- جوانان توي ده
قمربني هاشم شهرك رسالت
شب ششم: چهارده معصوم- علي اكبر- قائميه
شب هفتم: جوانان دروازه - ويرانه- مسلم بن عقيل- باغ علوي
شب هشتم: اباالفضلي يزلان- فاطميه توي ده-حسيني مختص آباد- طالقاني
شب نهم:حسيني دربريگ- ابوالفضلي فخارخانه- قاسم بن الحسن(امام زاده قاسم)
شب دهم :حسيني دروازه- حسيني سلمقان- فاطميه درب مختص آباد
شب يازدهم:شام غريبان درب مختص آباد
عصريازدهم: مختص آباد- فخارخانه - سلمقان - هیات یزلان
توجه : ساعت حركت هيآت بجز عصر يازدهم بعد از نماز مغرب و عشا مي باشد .
آران
روز اول محرم: هیات سقایی مسجدقاضی
شب ششم محرم: هیات خاتم الانبیا (کوی بهار)
شب هفتم محرم: هیات علی اکبری(آب پخش) – قایم آل محمد(قاسمیه)
شب هشتم محرم : هیات علی اصغری (چارسوق)
شب تاسوعا: هیات قاسم بن الحسن(سرکوچه یخچال) - علی بن
موسی الرضا(عباس آباد) - هیات موسی بن جعفر
- طفلان مسلم -هیات علی اکبری وحیدری
وشاد (بسوی زیارت محمدهلال)
شب عاشورا: ابالفضلی دهنو. حسینی بازار.علی اصغری چارسوق
روزعاشورا: هیاتهای شاه حسینی درکلیه محلات ونیز هیآت حسینی
(مختص آباد) - هیات ابالفضلی( فخارخانه)بسوی زیارت امامزاده هادی وهیآت آران بترتیب
روز قبل بسوی محمدهلال.
توجه : هیآت اران در بعداز ظهر برپا می شود .
برنامه هیآت آران از خدمتی . پرشین بلاگ گرفته شده است
ازدیاد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت
آشنایى با حقیقت دین و نشر آن
آمرزش گناهان
سكونت در بهشت
شفا یافتن
امان از سكرات موت و آتش دوزخ
واقعهای عجیب
تأثیر شعر سرودن در عزاى حسینى
میلاد خجسته عیسی مسیح بر هموطنان مسیحی مبارک باد
عیسی مسیح پیام آور صلح وآزادی برابری وبرادری است پیامبری
که همواره مردم را به صلح ودوستی دعوت کرد.
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا
نبى رسول و ولى عهد حیدر کرّار
امام جنّى و انسى على بود که على
ز کل خلق فزونست از صغار و کبار
على امام و على ایمن و على ایمان
على امین و على سرور و على سردار
على ز بعد محمّد زِ هر که هست بِه است
اگر تو مؤمن پاکى بکن بر این اقرار…
به حقّ دین محمّد بخون پاک حسین
به حقّ مردم نیک از مهاجر و انصار
که نیست دین هدى را به قول پاک رسول
امام، غیر على بعدِ احمد مختار

1ـ بزرگترين عيد خدا؛ (عيدالله الاكبر)
2ـ روز گشايش؛ (يوم وقوع الفرج)
........
امیرالمومنین
والائمة المعصومین علیهم السلام
عیـــــــــــــــــد ولایت فرخنـــــــــــده باد

اعمال شب و روز عید غدیر
سالروز ميلاد با سعادت حضرت دهمین پیشوای شیعیان جهان
امام هادی ( ع )
را به محضر مبارك حضرت صاحب الزمان ارواحنافداه و عموم
شيعيان جهان تبريك عرض مينمائيم .
- 
زندگی نامه امام علی النقی علیه السلام
فرا رسيدن عيد سعيد قربان ، روز قربانی کردن نفس حيواني با
تيغ تقوی ،بر همه مسلمانان جهان مبارک باد .

عيد قربان، روز کامل شدن خويشتن خويش است و روز رهيدن
از خويشتن خويش نيز است و در اين طريق روز رسيدن به
اوج دلداگي نيز محسوب مي شود.
حال که وادي عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و
دعا و
خودشناسي پشت سر نهاده اي و مشعر را که محل شعور و آگاهي
است، تجربه کرده اي و سلاحي براي مبارزه با شيطان اندوخته اي،
اکنون به مني رسيده اي که سرزمين رسيدن به عشق و دلباختگي
است.
عيد قربان، جشن رهيدگي از بندگي نفس است، عيد قربان تجلي
گاه بندگي است و درست با همين خصوصيت است که عيد قربان
پاک ترين عيدهاست.

عيد قربان، پاک ترين عيدهاست فقط به خاطر اينکه انساني نو
متولد مي شود که سرسپردگي و بندگي خدا را مي پذيرد.
عيد قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگي،
بندگي خدا را ديکته مي کند و ماحصل آن قرب خداست و اين خود،
کامل شدن بندگي است.
امروز نهيب ابراهيم خليل، از منا به گوش مي رسد که اي حاجي
بايد از تعلقات دنيوي ببري، تعلق تو هر چه باشد، از جنس اين
دنيايي است، ولي تعلق من اسماعيل تنها پسرم بود که در پاسخ
عشق به معبود به قربانگاهش بردم.
عيد قربان عيد رهايي از تعلقات دنيوي و هر آنچه غيرخدايي
است محسوب مي شود. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجود
را قرباني مي کند تا سبکبال شود و با ره توشه اي عظيم به
سفر آخرت عزيمت کند.
در ميان جوانان برومند «بنىهاشم»، «مسلم بن عقيل»، فرزند
عقيل يکى از چهرههاى تابناک و شخصيتهاى بارز، به شمار
مىرفت. «عقيل» برادر حضرت على عليه السلام و دومين
فرزند ابوطالب بود.
ناميده نشده و روزي است که حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و
طاعت خود خوانده و مؤيد جود و احسان خود را براي ايشان گسترانيده و
شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و راندهتر و در خشمناکترين اوقات خواهد بود.
روايت شده که حضرت امام زينالعابدين ـ عليهالسلام ـ شنيد در روز عرفه
صداي سائلي را که از مردم سؤال مينمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا
سؤال ميکني در اين روز و حال آنکه اميد ميرود در اين روز براي بچّههاي
در شکم آنکه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز
اعمال چند است:
سالروز شهادت پنجمين پيشواي شيعيان , امام محمد باقر ( ع )
بر عموم شيعيان جهان تسليت باد

دوران زندگي و شهادت امام محمذ باقر ( ع )
شخصيت اخلاقي امام محمد باقر ( ع )
اصحاب امام باقر (ع)
شخصيت علمي امام محمد باقر ( ع )
سخنان گهر بار امام محمد باقر ( ع )
وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها
وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ
وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام،
المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ
حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ
المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ.
أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً،
وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ
مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَلِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ
أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا –
رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا
السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ،
وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ،
وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ
هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ
السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ
امام علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب(ع) پس از هجرت به مدينه منوره و دو سال اقامت در اين شهر مقدس، با دختر عمويش فاطمه بنت محمد(ص) بن عبدالله بن عبدالمطلب ازدواج نمود و با پيوند مبارك و مطهر خويش، خانواده اي پاك و پاكيزه را بنيان نهاد.

حضرت علي(ع) در آن هنگام، جواني 25 ساله و حضرت فاطمه زهرا(س)، دوشيزه اي رشيده و نُه ساله بود، كه از جهت رشد جسمي، ايماني و فكري سرآمد دختران و بانوان عصر خويش بود.
پيش از حضرت علي(ع)، چند تن از بزرگان و ياران رسول خدا(ص) از اين بانوي كريمه خواستگاري كرده و ابراز تمايل به خويشاوندي با رسول خدا(ص) نمودند، ولي با بي اعتنايي و پاسخ منفي رسول خدا(ص) روبرو گرديدند. زيرا آن حضرت، هيچ يك از آنان را شايسته همسري فاطمه زهرا(س) و هم شأن وي نمي دانست. تا اين كه پسر عمويش كه دست پرورده مكتب توحيدي وي بود، پا پيش گذاشت و از دختر گرامي اش خواستگاري نمود.
حضرت محمد(ص) پس از مشورت با دخترش فاطمه زهرا(س) و اعلام رضايت وي، به حضرت علي(ع) پاسخ مثبت داد و زمينه ازدواج آن دو را فراهم نمود.
درباه تاريخ ازدواج آن دو، اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره نگاران نيست. همان طوري كه در نوزدهم ذي حجه اشاره كرديم، برخي از آنان روز اول ذي حجه سال دوم، برخي روز ششم و برخي نوزدهم ذي حجه و عده اي محرم سال سوم و گروهي هم ماه صفر سال سوم را بيان كرده اند.
اما علامه مجلسي(ره) در كتاب گرانسنگ "بحارالانوار" به نقل از شيخ مفيد(ره) گفته است: شب 21 محرم سال سوم هجري كه شب پنج شنبه بود، مراسم زفاف حضرت فاطمه زهرا(س) برگزار گرديد و آن بانوي بزرگ اسلام به خانه مولاي متقيان علي بن ابي طالب(ع) منتقل شد. بدين جهت روزه گرفتن روز 21 محرم به عنوان روزه شكر، مستحب و پسنديده است.
از ازدواج مبارك آثار آن دو عزيز، پنج فرزند والا گُهر ديده به جهان گشودند، كه به ترتيب سن عبارتند از: امام حسن مجتبي(ع)، امام حسين(ع)، زينب كبري(س)، ام كلثوم(س) و حضرت محسن(ع) كه پيش از تولد بر اثر ضربات دشمنان اسلام در رحم مادرش به شهادت رسيد
برعموم حقيقت خواهان و عاشقان اهل بيت تسليت باد

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات يافت. مرقد آن حضرت در كاظمين كنار مرقد امام موسي كاظم (ع) قرار دارد.
امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. امام جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.
- مرگ ستارگان
- كوهها، پايههاي زمين
- روزي كه دنيا به آخر ميرسد
سلطان طوس آمد شمس الشموس آمد

اگه پرسيدن ازم بگو صاحبت كجاست ؟
به فرشته ها ميگم صاحبم امام رضاست
تموم زندگيم هرچي دارم مال تو
قربونيم كن پيش پات خون من حلال تو
پنجره فولاد تو منو مجنون ميكنه
غربتت توشهرطوس دلمو خون ميكنه
قلادم جزحرمت جايي زنجير نميشه
هرچي ميگم يارضا دل من سيرنميشه
وقت مرگم آقاجون ازيادت جام نذاري
وقتي روم خاك ميريزن منو تنهام نذاري
ابوسعيد خراسانى حكايت كند:
روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا عليه السلام وارد شدند و پيرامون
حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال كردند؟
امام عليه السلام به يكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است
و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحيح مى باشد.
وقتى علّت آن را جويا شدند؟...........
ميلاد مسعود سلطان طوس , شمس الشموس , ثامن الائمه ،حضرت رضا عليه السلام
بر همه شيعيان جهان مبارك باد .
امام رضا (ع) در روز 11 ذى القعدة ، سال 148 هجرى قمرى يك سال پس از شهادت
امام جعفر صادق عليه السلام در شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود؛ و با ظهور
نور طلعتش جهانى را روشنائى بخشيد.
.jpg)
نام : علىّ، صلوات اللّه و سلامه عليه .
كنيه : ابوالحسن ثانى ، ابوعلىّ و... .
القاب : رضا، صابر، زكىّ، وفىّ، ولىّ، رضىّ، ضامن ، غريب ، نورالهدى ، سراج اللّه ،
غيظ المحدّثين ، غياث المستغيثين و... .
پدر: امام موسى كاظم ، باب الحوائج إ لى اللّه عليه السلام .
مادر: شقراء، معروف به خيزران ، امّ البنين ، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است .
نقش انگشتر: حضرت داراى سه انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از:
((حَسْبىَ اللّهُ)) ، ((ما شاءَ اللّهُ وَ لا قُوَّةَ إ لاّ بِاللّهِ)) ، ((وَلييّ اللّهُ)) .
مدّت امامت : بنابر مشهور، روز جمعه ، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى ،
پس از شهادت پدر مظلومش بلافاصله مسئوليّت رهبرى و امامت جامعه اسلامى
را به عهده گرفت ، كه تا سال 203 يا 206 به طول انجاميد.
و در سال 200 هجرى قمرى حضرت توسّط ماءمون به خراسان احضار گرديد.
مدّت عمر: در طول عمر آن حضرت بين 49 تا 57 سال بين مورّخين اختلاف است .
و بر همين مبنا در مقدار و مدّت هم زيستى با پدر بزرگوارش ؛ و نيز در مدّت حيات پس
از پدرش اختلاف مى باشد، گرچه برخى گفته اند كه آن حضرت 29 سال و دو ماه
در زمان حيات پدر بزرگوارش زندگى نموده است .
در علّت آمدن امام رضا عليه السلام به خراسان ، نيز بين مورّخين اختلاف است ؛ ولى
مى توان از مجموع گفته ها، اين گونه استفاده نمود:
چون هارون الرّشيد به هلاكت رسيد، بغداد و حوالى آن در اختيار فرزندش امين ،
و خراسان با حوالى آن تحت حكومت ديگر فرزندش ماءمون قرار گرفت .
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، بين دو اين برادر اختلاف و جنگ ، رونق گرفت و
امين كشته شد.
در اين بين ، ماءمون نيز جهت استحكام قدرت خود چنان ابراز داشت كه از علاقه
مندان خاندان علىّ بن ابى طالب و سادات بنى الزّهراء مى باشد.
بنابر اين ، در سال 200 هجرى نامه اى به استاندار خود در شهر مدينه منوّره فرستاد،
تا حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام را از راه بصره اهواز، (به گونه اى كه از
غير مسير شهر قم باشد) به خراسان منتقل گردانند.
هنگامى كه امام رضا عليه السلام به شهر مَرْوْ رسيد، ماءمون عبّاسى به حضرتش
پيشنهاد بيعت و خلافت را داد.
ولى حضرت چون كاملاً نسبت به افكار و دسيسه هاى ماءمون و ديگر خلفاء بنى
العبّاس آگاه و آشنا بود، پيشنهاد خلافت را از طرف ماءمون نپذيرفت .
و ماءمون دو ماه به طور مرتّب ، با نيرنگ ها و شيوه هاى گوناگونى اصرار مى ورزيد
كه شايد امام عليه السلام بپذيرد؛ ولى چون از طريقى در رسيدن به هدف خويش
موفّق نگرديد، در نهايت ، حضرت را تهديد به قتل كرد.
بر همين اساس امام عليه السلام مجبور گرديد كه ولايتعهدى را تحت شرائطى
بپذيرد، كه روز پنج شنبه ، پنجم ماه مبارك رمضان ، در سال 201 بيعت انجام گرفت
، مشروط بر آن كه حضرت در هيچ كارى از امور حكومت دخالت ننمايد.
پس از آن كه ماءمون به هدف خود رسيد و از هر جهت حكومت خود را ثابت و استوار
يافت ، شخصا تصميم قتل حضرت رضاعليه السلام را گرفت و به وسيله انگور زهرآلود،
آن امام مظلوم و غريب را مسموم و شهيد كرد.
شهادت : بنابر مشهور بين تاريخ نويسان ، حضرت روز جمعه يا دوشنبه ، آخر ماه
صفر، در سال 203 يا 206 هجرى قمرى به وسيله زهر مسموم شده
و در سناباد خراسان شهيد گرديد؛ و به عالم بقاء رحلت نمود.
و جسد مطهّر و مقدّس آن حضرت در منزل حميد بن قحطبه ،
كنار قبر هارون الرّشيد دفن گرديد.
خلفاء هم عصر آن حضرت : امامت حضرت ، هم زمان با حكومت هارون الرّشيد،
فرزندش امين ، عمويش ابراهيم ، دوّمين فرزندش محمّد، سوّمين فرزندش عبداللّه
ملقّب به ماءمون عبّاسى مصاددف گرديد.
تعداد فرزندان : عدّه اى گفته اند حضرت داراى پنج پسر و يك دختر به نام فاطمه
بوده است ؛ ولى اكثر مورّخين بر اين عقيده اند كه حضرت بيش از يك پسر به نام
ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام نداشته است .
نماز آن حضرت : شش ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، ده
مرتبه ((هل اءتى عَلَى الا نْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئا مَذْكُورا))
خوانده مى شود.
و بعد از آخرين سلام نماز، تسبيحات حضرت فاطمه زهراءعليها السلام گفته
مى شود؛ و سپس حوائج و خواسته هاى مشروعه خويش را از درگاه خداوند
متعال مسئلت مى نمايد .
يا فاطمـــــه اشفعي لنا في الجنـــــه
آغار دهه کـــــــــــــرامت و
سالروز ولادت كريمه اهل بيت ، حضرت معصومه (س) مبارک باد .
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام
به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو
بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار
هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح
بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو
زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين
ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد
به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

زندگينامه حضرت معصومه (س)
سالروز شهادت ، ششمين پيشوای شيعيان جهان ، موسس
مکتب تشيع امام جعفر صادق عليه السلام را به عموم
شيعيان تسليت عرض می نمائيم .
فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مي كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده اند به اندازه اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده اند از ديگران سود نبرده اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مىرسد.
بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: ”شيعه جعفري“. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:
يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.
1. گوته، شاعر و نويسنده معروف آلمانى مىگويد: ساليان دراز كشيشان از خدا بى
خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛
امّا هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش نهاديم و پرده تعصب را دريديم،
عظمت احكام مقدس قرآن، بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نمود. به زودى
اين كتاب توصيفناپذير، محور افكار مردم جهان مىگردد!
2. آلبرت انيشتاين كه نيازى به معرفى ندارد، مىگويد: قرآن كتاب جبر يا هندسه
نيست؛ مجموعهاى از قوانين است كه بشر را به راه صحيح، راهى كه بزرگترين
فلاسفه و دانشمندان دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مىكند.
3. ويل دورانت، دانشمند امريكايى شرقشناس، مىگويد: در قرآن، قانون و اخلاق
يكى است. رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى هم مىشود و همه امور آن از جانب
خداوند و به طريق وحى آمده است. قرآن در جانهاى ساده عقايدى آسان و دور از
ابهام پديد مىآورد كه از رسوم و تشريفات ناروا آزاد است.
4. پروفسور آرتور آربرى كه يكى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگليسى است،
مىگويد: زمانى كه به پايان ترجمه قرآن نزديك مىشدم، سخت در پريشانى به
سر مىبردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مىبخشيد كه براى هميشه به
خاطر خواهم داشت. من در حالى كه مسلمان نيستم، قرآن را خواندم تا آن را درك كنم
و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگهاى نافذ و مرتعش كنندهاش شوم و تحت
تأثير آهنگش قرار گيرم و به كيفيتى كه مسلمانان واقعى و نخستين داشتند، نزديك
گردم تا آن را بفهمم .
5. لئوتولستوى، نويسنده معروف روسى مىگويد: هر كس كه بخواهد سادگى و بى
پيرايگى اسلام را دريابد، بايد قرآن مجيد را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانين و
تعليمات حقيقى و احكام آسان و ساده براى عموم بيان شده است. آيات قرآن به
خوبى بر مقام عالى اسلام و پاكى روح آورندهاش گواهى مىدهد.
وى مىگويد: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمىكرد كه بشر
را به علم و تعقل و تفكر دعوت كند. هيچ انديشهاى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان
را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا كه نزديك به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم
و عقل و فكر سخن رفته است.
7. ارنست رنان، فيلسوف معروف فرانسوى مىگويد: در كتابخانه من هزاران جلد كتاب
سياسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد كه هر كدام را بيش از يك بار نخواندهام؛
اما يك جلد كتاب هست كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مىشوم
و مىخواهم درهايى از معانى و كمال به رويم باز شود، آن را مطالعه مىكنم. اين
كتاب، قرآن - كتاب آسمانى مسلمانان - است.
8. ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مىگويد: اميدوارم آن زمان دور نباشد كه من بتوانم
همه دانشمندان جهان را با يكديگر متحد كنم تا نظامى يكنواخت، فقط براساس اصول
قرآن مجيد كه اصالت و حقيقت دارد و مىتواند مردم را به سعادت برساند، ترسيم كنم.
قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است.
9. مهاتما گاندى، رهبر فقيد هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنى،
هر كس به اسرار وحى و حكمتهاى دين، بدون داشتن هيچ خصوصيت ساختگى
ديگرى پى مىبرد. در قرآن هيچ اجبارى براى تغيير دين و مذهب انسانها ديده
نمىشود. قرآن به راحتى مىگويد: هيچ زور و اكراهى در دين وجود ندارد.
10. ژان ژاك روسو، متفكر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى
از قرآن دارد؛ او مىگويد: بعضى از مردم بعد از آن كه مقدار كمى عربى ياد گرفتند،
قرآن را خوانده، امّا درست درك نمىكنند. اگر مىشنيدند كه محمّد(ص) با آن كلام
فصيح و آهنگ رساى عربى آن را مىخواند، هر آينه به سجده مىافتادند و ندا مىكردند:
اى محمّد عظيم! دست ما را بگير و به محل شرف و افتخار برسان. ما به خاطر يارى
تو حاضريم كه جان خويش را فدا سازيم!!